امیر علی جوادیامیر علی جوادی، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

سرباز آقا

جوانه زدن مروارید ها

1393/3/15 22:19
نویسنده : مامان مریم
214 بازدید
اشتراک گذاری

فردا 7 ماهه میشی قند عسل. و البته دقیقا دقیقا 30 هفته از تولدت میگذره.

اولین دندون ناناست 13 فروردین و دومیش 16 هم سرباز کردند.شب سیزدهم عمه عذرات از مکه اومده بود و خونشون شام بودیم و کلی جیغ و گریه و زاری و ... 

شب 16 هم توی باغ بابابزرگ بودیم و با کلی مهمون بازم طاقتم رو تنگ کردی.

یکشنبه 17 فروردین رفتم سرکار(بعد مرخصی شش ماهه! خراب بشه این آموزش و پرورش که نذاشت تا 9 ماهگیت کنارت بمونم.) و شما مثل همه ی بچه هایی که ماماناشون میرن سرکار موندی خونه مامانم پیش مادربزگت. اولین روز خیلی گریه کرده بودی. روزاییکه بابابزرگ خونه باشه با حوصله زیاد و تا ساعت ها برات شعر میخونه و میخوابوندت.

حالاهم که خیلی شیطون بلا شدی. میز مبل رو میگیری و بلند میشی، همچنین دستهای من ، لبه ی گهواره، دستیره های کشوهای آشپزخونه، شلوارمن و بابا! و ... خلاصه همه چیز. باپشتی یا جاروبرقی بلند میشی و بعد هردو باهم میفتین و باگریه میای سمت من و خودت رو لوس میکنی و تا شیرت بدم آروم نمیگیری.

امروز کلی گوشت مرغ خوردی. فرنی رو دوست نداریو شیرخشک رو هم. اما سوپ رو خیلی دوست داری.

10 و نیم 11 شب تا 10 صبح میخوابی البته اگر برم سرکار 8ونیم 9 بیدار میشی و دوساعت بعدش هم دوباره خواب داری.

از اول  عید (یه ماه پیش) یاد گرفتی وقتی تمرکز میکنی بری سمت چیزی و برش داری لبهات رو جمع میکنی و غنچه( مثل یه موش موشی) اگرم نگات کنم در همون حال میخندی و چهرت خوردنی میشه.عکس زیر:

وقتی از مدرسه برمی گردم با یک آه بلندی از ته دل بهم خنده میکنی. اما برخلاف انتظارم میری سمت چیزی که بیشتر توجهت رو جلب کنه!!!!

به بابابزرگ و شعرهای خاصش علاقه و توجه نشون میدی و عجیب  شیرجه میزنی تو بغلش! عکس زیر:

امیر علی و بابابزرگش

از 2ونیم ماهگی ت که هواسرد شد دیگه تو اطاق خواب نخوابیدیم و حالا که اونجارو کشف کردی و میری سمتش و وسایل و کمدت رو با شعف فراوان نگاه میکنی.

دست راستت رو بالا میبری و میکوبی هی میکوبی، رو پات ، اسباب بازی یا سر و کله ی دیگران و صورت من البته.

از مرمر پذیرایی که یک پله ماننده یادگرفتی بری بالا ولی هنوز نتونستی بیایی پایین! و باید مواظب کله ت باشم همش.عکس زیر:

اگر گرسنه یا خوابالو باشی با نق نق میای سمتم.حتی تو آشپزخونه میای و آویزون لباسام میشی.علاقه ی وافر به کاغذ و مشمع(مشمپای خودمون) و هرنوع کیف داری. خلاصه داره پامو میخوره و صدا درمیاره دیگه نمیذاره بنویسم!

راستی اَدَدَ و آبَ بَ هم میگه.

 

بابایی برات 10 تا جوجه رسمی خرید تا برای ماه های آینده واست تخم های خشمزه پر خاصیت بذارن.

وسط باقچه عزیز براشون محوطه درست کردیم و با باجون هم تو پارکینگ یه لونه خوب ساختیم با جوشکاری میلگردها. و گذاشتیم تو باقچه.  چن روز بعد 2 تاشون مردن!

پسندها (3)

نظرات (4)

خاله عاطی
16 خرداد 93 0:28
__000000___00000 _00000000?0000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 _______*_____00000000000 ________*_______00000 _________?________0 _000000___00000___* 00000000?0000000___* 0000000000000000____* _00000000000000_____* ___00000000000_____* ______00000_______* ________0________* ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 ______*______00000000000 _______*________00000 ________*_________0 _________*________* _________*_______* __________*______* ___________*____* ____________*___* _____________*__* ______________**.................................................................................. سلام کوچولو چقد شما نازی ب منم سربزن خوشحال میشم
مامان مریم
پاسخ
ممنون خاله عاطفه
هستی مامی
16 خرداد 93 10:08
سلام مامان مریم جان ممنونم که به وبلاگ نی نی سر زدی با اجازه ات لینکت کردم پسرت رو ببوس
هستی مامی
17 خرداد 93 9:51
سلام خانومی من با اجازتون لینکتون کردم قبلا امیدوارم بتونم واسه هدفم قدمی بردارم اسم نی نی زهراست خانومی
مامانی زینب
24 خرداد 93 11:32
جونم چه پسملی.قندعسلیه ماشاالله. متشکرم مامان مریمی منم شماروبه عنوان دوست لینک کردم،ایشالله گل پسرت زیرسایه ی امام زمان سالم وسرحال باشه
مامان مریم
پاسخ
انشا الله ممنون سرزدید عزیز
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سرباز آقا می باشد